ناصر الدين شاه قاجار
38
روزنامه سفر مازندران ( فارسى )
خورده است ديدم مرال سر پائين فرار كرد و نيفتاد ديكر لازم نيست كه مراتب افسوس خود را بنويسم كه چه قدرها دلتنك شدم و يقين زخم منكرى به او رسيده و نيفتاده بود و از دست رفت خلاصه بسيار كسل سوار شده آمديم وليخان و اسمعيل شكارچى را كه بلد اين جنكل بودند عقب ردّ مرال كه خون زياد از او ريخته بود فرستاده خودم به سمت آفتاب كردان مراجعت نمودم چون زمين